AshKan
@ashkani.bsky.social
📤 1128
📥 361
📝 28809
….آن موی بیرحم پریشان را…. دُژم🩶 بنیانگذار: دیت دکهای
pinned post!
بچه که بودم میخواستم ابر شوم. از لبه کوه دِراک پرواز کنم و روی باغهای خرمالوی قصرالدشت ببارم. بعدها از سرم افتاد و هروقت پرسیدن ابر شدی؟ گفتم نه، قلوه سنگی ساکت، صبور و تسلیم در شب های کوهستانی باباکوهی شدم، کنار نیمکتی مُشرف به “حافظیه”.
over 1 year ago
9
93
5
این دردها رو به کوه بزنی؛ به پلک زدنی؛ میریزه
about 4 hours ago
0
13
0
خیلی خستمه حوصله کار ندارم.
about 5 hours ago
0
13
0
تو زمزمهی باد شرقی، من برگهای منتظر.
about 5 hours ago
0
12
0
تو آخرین کوه آبی دوردست، من قدمهای دَوان.
about 5 hours ago
0
11
0
نشستن و تنقلات خوردن بعد از آشپری؛ جارو کشیدن و شستن ظرفه، چقدر حال میده. آخیشش :)
about 15 hours ago
2
22
0
راستی دریای دستهایت آبی زمینی است؟ میدانی سیاه هم باشد زندگی من است…..
1 day ago
0
17
0
کاش میشد آدمی که از کنار یک درخت رد میشه، دستش را دراز میکرد و کسی را که دوست داشت میچید و با خودش میبرد.. به همین راحتی…
1 day ago
0
25
0
هر روز صبح مرا از خودم میدزدی؛ و هر شب به خودم مرا پس میدهی!
1 day ago
1
22
0
من تو را بر شانههایم میکشم؛ یا تو میخوانی به گیسویت مرا…
2 days ago
0
26
0
از این برکه باید یه دریا بسازیم….
2 days ago
0
23
0
در قفس خیال تو، تکیه زدم به انتظار تا که تو بشکنی قفس، پر بکشم به سویتو
2 days ago
0
22
0
گردنم درد میکنه، خیلی رو مخه!
3 days ago
7
34
0
بعد از شش هفت سال؛ که خودش پیج اینستاگراممو آنفالو کرده بود؛ حالا باز ریکوئست داده…. چه لذت بخشه میبینی، فهمیدن به هدفهات رسیدی، اونم تو سکوت؛ بدون هیچ ادعایی، بدونهیچ ساپورتی، دست خالی و…. لولآپ کنی…
3 days ago
0
26
0
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
add a skeleton here at some point
3 days ago
0
19
0
دیدم که دریا لنگرش را بست در چشمت..
4 days ago
0
28
0
یکی بیاد بره ایرفرایر روشن کنه کباب تابهای بذاره سرخ بشه؛ من برنج دم زدم گذاشتم کنار؛ خستمه دیگه نمیکشم… :)) نوشابه؛ زیتون؛ و لیموترش تو یخچال هست قربون دستت همراه خودت بیار.
4 days ago
0
27
1
به بچهها یاد دادم کوبیده درست کن با فر یا ایرفرایر :)
4 days ago
0
26
0
تو به جانم چون دَوا…
4 days ago
1
37
0
پشت کدوم سد سکوت؛ پر میکشی چکاوکم؟ آهنگ چکاوک داریوش باید بخشی از جعبه کمکهای اولیه باشه…
loading . . .
4 days ago
0
27
1
تو سوسوی چراغهای شهر، من مسافر گمشده.
5 days ago
1
36
0
اینجا یه لقمه نون در میارم :)) و البته غرق کار میشم بلکه دور بشم از همه چی….
add a skeleton here at some point
5 days ago
1
31
0
توی یکی از تاپترین آزمایشگاههای مربوط رشته خودم، نشستم کار میکنم، چایی میخورم و صبر ایوب جواد یساری گوش میکنم. گفتی اون روزها دیگه برنمیگرده :))
5 days ago
0
29
1
ساعت بیدار شدنم داره از چهار صبح به سه صبح تغییر میکنه.
5 days ago
0
26
0
کاش ته ته مهاجرتمون شیراز و رشت بود؛ نه اونور کره زمین!
7 days ago
0
26
0
فراموشی در کار نیست. فراموشی، بی حرمتی به تمام رنج هاییست که کشیدیم...
7 days ago
0
33
2
نوشته چطوری به یه خارجی بگم؛ اینترنت وصل شده یعنی بعضی از فیلترکشنها کار میکنن.
7 days ago
0
25
0
به گُم شدن حوالیِ ساقِ دستت…
7 days ago
0
22
0
از خاک وطن میشه مهاجرت کرد؛ ولی هیچکسی نمیتونه از رنج وطن مهاجرت کنه…
8 days ago
0
46
3
و تو امتداد منی در تَنی دیگر …
loading . . .
8 days ago
0
22
0
كه يك شب بايد زياده روى كرد؛در مستى؛در غم؛در دوست داشتن و در هر آنچه كه هميشه محتاط بوده اى...
8 days ago
1
26
0
reposted by
AshKan
Gol Goliii
10 days ago
نه این ماند ... نه آن...
add a skeleton here at some point
1
17
1
فراموش میکنیم همه چیز رفتنیه...
10 days ago
1
25
1
دلم برای مامان خیلی تنگ شده.
12 days ago
2
27
0
چیزهایی هست که نمیدانی؛ مثلا شانههای برهنتات مجبام میکند دست از زندگی برندارم…
19 days ago
1
33
0
چیزهایی هست که نمیدانم؛ مثلا وقتی خوابت میبرد ببرمت روی تخت یا بگذارم رو کاناپه تا مچاله شوی….
19 days ago
0
27
0
چیزهایی هست که نمیتوانم؛ مثلا چشمهایی که لمست میکنند….
19 days ago
0
25
0
و چیزهایی هست که میدانم؛ مثلا پیراهن سفیدم به تو بیشتر میآید…
19 days ago
0
26
0
و چیزهایی هست که میدانم؛ مثلا تختم بوی تو را نخواهد گرفت….
19 days ago
0
28
0
reposted by
AshKan
سارا که خایلی میفهمه
22 days ago
75 days
#digitalblackoutiran
0
10
1
پرنده کوچک من! بهار که میشود، نعناها تنها کنار پیراهنهای تو خشک میشوند. پونهها فقط کنار کفشهای تو در میآیند. دشتها را برهنه میدوم تا تنم عطر تو را بگیرد. اسبت را بیاور تا ببوسم. قبلش اما، موهایت را ببند. مسیر رفتنت طولانی است….
22 days ago
0
18
0
یادش بخیر؛ اینجا همه دور هم جمع میشدیم! امیدوارم همه خوب و سلامت باشید.
23 days ago
0
20
0
سردم است پیراهنی از باد بپوش و پیش چشم ابرها برقص کمک کن آتش بگیرم
#digitalblockoutiran
26 days ago
0
15
1
استکانِ دیگری پُر کن که در دنیای ما خوابِ مستی از عذابِ هوشیاری بهتر است
#حسین_دهلوی
27 days ago
1
15
0
نوشته بود اگر تمام آنچه ارائه گردی کافی نبود؛ نبودت را ارائه کن، گاهی دور شدن؛ بزرگترین عمل وقار و احترام به خویش است….
28 days ago
0
16
0
به کجای دنیا بر میخورد؛ بشینیم با خیالت راحت چایی بخوریم….
30 days ago
1
17
0
یادت هست میگفتیم وقتی بزرگ شدیم میخواهیم چه کاره شویم؟ من دیگر بزرگتر از این نمیشوم. حالا میخواهم توی باغهای بهشت باغبان بشوم. سبزی بچینم، گل پرورش بدهم و درختها را پیوند بزنم. تو هنوز هم میخواهی وقتی بزرگ شدی مهربانِ من شوی؟
about 1 month ago
0
17
0
66 days
#digitalblackoutiran
, The largest digital censorship in human history.
add a skeleton here at some point
about 1 month ago
0
7
1
ما را نکُشید، ما هنوز جوانیم؛ ما هنوز نمیدانیم که عشق، مزهٔ توتِ شیرین میدهد یا خرمالوی نارس….
about 1 month ago
0
16
0
reposted by
AshKan
NetBlocks
about 1 month ago
⌛️ Metrics show the
#Iran
internet blackout has entered its 65th day after 1536 hours amid growing concern over human rights situation in the country. While whitelisting and privileged access are in place for a select few the general public remain cut off from the outside world.
1
44
23
گفت در چه چیزی خیلی مهارت داری؟ گفتم در بسیار فراموششدنی بودن.
about 1 month ago
0
15
1
Load more
feeds!
log in