محمد سلیمانیون
@soleimaniyun.bsky.social
📤 161
📥 62
📝 1774
Software Engineer. Full Stack Developer.
آن نخل ناخلف که تبر شد، ز ما نبود ما را زمانه گر شکند، ساز میشویم
#صائب_تبریزی
about 6 hours ago
0
6
0
نادانی بیش از دانش باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود.
4 days ago
0
7
0
زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت مشکل ما را بمردن خوب آسان کرد و رفت جغد غم هم در دل ناشاد ما ساکن نشد آمد و این بوم را یکباره ویران کرد و رفت جانشین جم نشد اهریمن از جادوگری چند روزی تکیه بر تخت سلیمان کرد و رفت
#فرخی_یزدی
4 days ago
0
5
0
در جنگ شرف ، بی طرف بی شرف است. ماکیاولی
5 days ago
0
5
0
سخت بسته با ما چرخ، عهد سست پیمانی داده او به هر پستی، دستگاه سلطانی
#فرخی_یزدی
5 days ago
0
5
0
بر مهلت زمانهٔ دون اعتماد نیست چون صبح در خوشی بسر آور دمی که هست
#صائب_تبریزی
[هوا بسیار دلپذیر است]
6 days ago
0
6
0
آنکه اسطورهها را دوباره متولد کرد، خود اسطوره شد. #بهرام_بیضایی
7 days ago
0
8
0
درین بساط، به جز شربت شهادت نیست میی که تلخی مرگ از گلو تواند شست
#صائب_تبریزی
7 days ago
0
5
0
از می، خمار آن لب میگون ز دل نرفت داغ شراب را نتواند شراب شست
#صائب_تبریزی
8 days ago
0
8
0
آب در پستی عنان خویش نتواند گرفت عمر را در موسم پیری شتاب دیگرست
#صائب_تبریزی
11 days ago
0
7
0
آنچه مانده است ز ته جرعه عمرم باقی خوردنش خون دل و ماندن او دردسرست
#صائب_تبریزی
12 days ago
0
9
0
در طلب، ما بی زبانان امت پروانهایم سوختن از عرض مطلب پیش ما آسانترست
#صائب_تبریزی
13 days ago
0
5
0
هر که مست است درین میکده هشیارترست هر که از بیخبران است خبردارترست
#صائب_تبریزی
14 days ago
0
7
0
بار بردار ز دلها که درین راه دراز آن رسد زود به منزل که گرانبارترست
#صائب_تبریزی
15 days ago
0
4
0
ما ازین هستی ده روزه به جان آمدهایم وای بر خضر که زندانی عمر ابدست
#صائب_تبریزی
18 days ago
0
8
0
محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست بشکند دستی که دست مردم افتاده بست
#صائب_تبریزی
20 days ago
0
6
0
بگشای چاک سینه که بر منکران حشر روشن شود که صبح قیامت دمیدنی است
#صائب_تبریزی
21 days ago
0
9
0
به نسیمی ز گلستان سفری میگردد برگ عیش من و اوراق خزان هر دو یکی است
#صائب_تبریزی
22 days ago
0
7
0
دل سودازده را راحت و آزار یکی است خانه پردود چو شد، روز و شب تار یکی است
#صائب_تبریزی
25 days ago
0
8
0
و سلام بر آنان که در دیدار اندک اند و در یاد بسیار . صبح قشنگ پاییزی تون بخیر .
26 days ago
0
7
0
عافیت میطلبی، پای خم از دست مده که بلاها همه در زیر سر هشیاری است
#صائب_تبریزی
27 days ago
0
4
0
نادان دلش خوش است به تدبیر ناخدا غافل که ناخدا هم ازین تخته پارههاست
#صائب_تبریزی
28 days ago
0
7
0
بود تا در بزم یک هشیار، ساقی مینخورد باغبان آبی ننوشد تا گلستان تشنه است
#صائب_تبریزی
29 days ago
0
7
0
سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من چون قحط دیدهای که به نعمت رسیده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
6
0
خونی که مشک گشت، دلش میشود سیاه زان سفله کن حذر که به دولت رسیده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
8
0
ای غزال چین، چه پشت چشم نازک میکنی ؟ چشم ما آن چشمهای سرمه سا را دیده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
7
0
کار قشنگ و گویا از مانا نیستانی .
about 1 month ago
0
8
0
شیرازهٔ طرب خط پیمانه بوده است سیلاب عقل گریهٔ مستانه بوده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
8
0
نه کوهکنی هست درین عرصه، نه پرویز آوازهای از عشق و هوس بیش نمانده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
7
0
چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
7
0
ای که میپرسی ز صحبتها گریزانی چرا در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است
#صائب_تبریزی
about 1 month ago
0
5
0
شبنم از سعی به سرچشمهٔ خورشید رسید قطره ماست که زندانی گوهر شده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
5
0
خاطر از سبحه و زنار مکدر شده است ریسمان بازی تقلید مکرر شده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
5
0
این چه رخسارست، گویا چهره پرداز بهار آب و رنگ صد چمن را صرف یک گل کرده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
1
7
0
بخت ما چون بید مجنون سرنگون افتاده است همچو داغ لاله، نان ما به خون افتاده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
6
0
من اینجا ریشه در خاکم. من اینجا عاشقِ این خاکِ اگر آلوده یا پاکم. من اینجا تا نفس باقی ست می مانم. من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم! امیدِ روشنایی گر چه در این تیرگی ها نیست، من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می رانم.
about 2 months ago
1
4
0
reposted by
محمد سلیمانیون
Par.....
about 2 months ago
ناخوشی ها از دل بی ذوق ماست ذوق اگر باشد همه ی دنیا خوش است
#صائب
0
28
2
غفلت پیریم از عهد جوانی بیش است خواب ایام بهارم به خزان افتاده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
6
0
نه لباس تندرستی، نه امید پختگی میوه خامم به سنگ از شاخسار افتاده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
6
0
سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است گل چو تقویم کهن از اعتبار افتاده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
6
0
تا آفتاب غروب نکرده برای رفع حاجت به موال برم ، آخه شبها آب قطعه. استرسمون کم بود ، دستشویی هم بهش اضافه شد.
about 2 months ago
0
4
0
هست امید زیستن از بام چرخ افتاده را وای بر آن کس کز اوج اعتبار افتاده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
4
0
سپهر خون به دلم میکند، نمیداند که آبروی سفال شکسته از باده است
#صائب_تبریزی
about 2 months ago
0
4
0
یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است در هالهٔ آغوش، چو ماهت نگرفته است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
4
0
برگرد به میخانه ازین توبهٔ ناقص تا پیر خرابات به راهت نگرفته است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
3
0
از دست رستخیز حوادث کجا رویم ؟ ما را میان بادیه باران گرفته است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
5
0
از ما سراغ منزل آسودگی مجو چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
4
0
دوستان آینهٔ صورت احوال همند من خراب توام و چشم تو بیمار من است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
6
0
نیست از مستی، زنم گر شیشهٔ خالی به سنگ جلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است
#صائب_تبریزی
2 months ago
0
16
1
reposted by
محمد سلیمانیون
Mohsen
2 months ago
انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق ما يار نديده، تبِ معشوق كشيديم صائب تبریزی
0
47
1
Load more
feeds!
log in