@andalibaan.bsky.social
📤 406
📥 200
📝 19277
تحصیل، تهذيب، ورزش
خدایا چقد از سفر بدم میاد. تحت فشار جامعه! فک کردم باید برم سفر. حالا بلانسبت مث هاپو پشیمانم. کاش لااقل میرفتم توی طبیعتی دهات کوهستانیای جایی. شهر بزرگ چی داره جز کثافت و شلوغی؟
9 minutes ago
0
1
0
میل قلاببافی میذارن ببریم میان هواپیما؟
11 minutes ago
1
0
0
امروز در کافه عندلیبان
19 minutes ago
0
0
0
یه نانوایی فرانسوی تازگی کشف کرده بودم این اطراف که شیرینیهای سبک کوچیک داشت، همین مادلن و اینا. تقریبا هر روز یه چیزی ازش میگرفتم. الان رفتم از نانوایی قهوه بگیرم قبلش رفتم سراغ این و دیدم جمع کرده کلاً 😐 دیگه کائنات به چه زبانی بهم بگه دل در هیچ جلوه دنیا نبند و کل من علیها فان؟
23 minutes ago
0
3
0
توی اینگیلیس غذای سالم راحت پیدا میشه؟ نرم ببینم همه نانها سفیده؟ اگه چیزه که از نازیآباد نان سیاه ببرم با خودم.
29 minutes ago
1
3
0
هر ده دقیقه یه بار اینجوری ام که وای چه حالی میده وقتی سرت درد نمیکنه 😍 اینا که میگرن دارن چی میکشن طفلکا.
about 16 hours ago
0
17
0
کیسه آبگرم گرفتم که اگه باز سردرد عارضم شد استعمال کنم
about 17 hours ago
0
21
0
چند رنگ کاموای قلاببافی خریدم. زرد و سفید و سیاه و نارنجی و قرمز و خاکستری.
about 18 hours ago
1
12
0
رفتم ۶ کیلومتر آهسته دویدم و سردرد ولنکنم انگار بلخره آرام گرفت.
about 23 hours ago
0
17
0
صبح که بیدار شدم سردرد دیشبی منتقل شده بود به شمال شرقی سرم. چندتا لقمه کوچیک نومپنی درست کردم ولی فقط یکیش ر تانستم بخورم. نیم ساعت با فوکوسمیت مشق نوشتم بعد دیدم حالم خوب نیس نشست بعدی ر کنسل کردم آمدم بازم خوابیدم. نمد چمه.
1 day ago
0
13
0
رکروتر پیام داده، تهش نقل قول از بودا آورده.
1 day ago
2
15
0
سرم چرا درد میکنه باز؟ فک کنم اضطراب جدایی از کار گرفتهم 😐
1 day ago
1
15
0
فردا شاید برم کتابخانه با مردمان غریبه قلاببافی کنم
add a skeleton here at some point
2 days ago
4
29
0
بعد از قریب به یک ماه، دوباره امروز در کافه عندلیبان
2 days ago
2
24
0
این ترم اخلاق هوش مصنوعی داریم. هههه
3 days ago
0
9
0
دلم میخواست بین یک عالمه خواهر و دخترخالهدخترعمه زندگی میکردم (که هیچکدام اهل شوهر و فلان نبودن و بچه هم اگه داشتن دختر بود)
3 days ago
0
14
0
خیلی چکشی زنگ زدم به سلمانی اون طرف خیابان و گفتم یه نوبت بین مریض به من میدی؟ گفت بپر بیا. خیلی کوتاه شد برای این فصل ولی فدای سرم
3 days ago
6
25
0
حس میکنم یادم رفته چهجوری تعطیل باشم. همهش قلاببافی کردم امروز. حلزون تمام شد الان وسط جغدم.
4 days ago
1
28
0
عذر میخوام ولی دلم فالگیری و رمالی میخواد.
4 days ago
2
22
0
دیشب که بخاطر کرمپ پریود خوابم عمیق نمیشد تو خلسه خواب و بیداری کچله - عروسکم - ر بغل میکردم و فکر میکردم آرنیکاست.
5 days ago
1
16
0
کاش یه دوست نزدیک هانیهطوری داشتم میامد موهام ر حنا میذاشت.
5 days ago
0
14
1
رفتم ۷ کیلومتر دویدم. بعد مدتها. زیاد سرد نبود. اما رودخانه باز یخ بسته بود و یک لایه برف تازه هم روش نشسته بود. فکر میکنم اولین باره تو زندگیم که برف میبینم و هیچ ذوقی براش ندارم. باری برنامه زرشکپلومرغه.
5 days ago
0
25
0
هجوم فیض در آغوش ناتوانیهاست شکست رنگ به صبح دمیده میماند
6 days ago
0
14
1
زنان عزیزم، اگه دوس داشتین فردا (یکشنبه اول فوریه) ساعت ۱۵:۰۰ به وقت اروپای مرکزی یه دیدار آنلاینی بکنیم. منبر هم قرار نیس کسی بره و بحث و تحلیل و فلان. فقط برای دلگرمی دادن به هم در این جهان ظلمانی در صورت تمایل به من اطلاع دهید لینک به دایرکت شما روانه خواهد شد
6 days ago
11
16
0
سهشنبه در حد چند دقیقه اتفاقی عموهه رو دیدم همونجا یه مقاله تو دامنم گذاشت برای تصحیح املائی و انشائی! امروز دیدم زنگ زده و پیام صوتی گذاشته با حال هیجانی که این مقاله چی شد من لازمش دارم. درحالی که خیلی هم استرس کاری داشتم کلهم واقعا خراب شد. اصلا نمیشه بهش نزدیک شد.
7 days ago
1
13
0
دوهفته مرخصی دارم و دلم میخواد چندروزی سفر برم. یه جایی که نرفتهم تا حالا. مثلا اینگیلیس. تا بخرم خودنویس
8 days ago
4
29
0
دلم میخواد بستی رو کتک بزنم. فضول خان سرش تو استوری منه ریویو نوشته کار اضافی تراشیده برام. گوزو.
8 days ago
0
13
0
صبح توی بغل زینب گریه کردم.
8 days ago
2
27
0
زنعموهه (بعد چندماه تماس نداشتن) مسج داده که آرین! درباره کامپیوتری که تعمیر کردی سوال داره من نفهمیدم چی میگه خودت بهش زنگ بزن + شماره تلفن. آرین کدام خریه؟ چرا من باید به خری که نمیشناسم زنگ بزنم؟ تصمیم گرفتم ایگنور کنم پیام رو.
9 days ago
0
20
0
این زن رفت این خانه یکباره سرد و خالی شد.
9 days ago
1
20
0
reposted by
طلو
13 days ago
بچهها چون چند نفر پرسیده بودید در مورد خیریهی ما، خواستم بگم ما همچنان فعالیم، کمکهای دی رو قبل از قطعی منتقل کرده بودیم، برای انتقال کمکها هم با قطعی اینترنت بکآپ پلن داریم. منتظریم ببینیم با شرایط جدید، چه پروژههای دیگهای میتونیم تعریف کنیم.
rwb.charity
loading . . .
انجمن همراهان بدون مرز - RWB Charity
انجمن همراهان بدون مرز از گوشه و کنار کره زمین به واسطه فضای مجازی گرد هم میآید تا برای دنیایی تلاش نماید که در آن انسانها را نه از ملیت و نژاد و باور، که از منظر انسان بودن و حقوق اساسی انسانی دسته...
https://rwb.charity
1
15
3
خانومترابی هم مسج داد 💘
13 days ago
0
22
0
هما خودش هم امروز مسج داد. ز هم همینطور. گفتن که خوبن.
add a skeleton here at some point
13 days ago
1
24
0
دوسجونا، این پهنای باند توی تنظیمات اپ به مگابایته ( MB) و اون سرعت دانلودی که اوکلا داده به مگابیت(Mb)، درسته؟ یعنی باید تقسیم به هشت کنم اون سرعت 256 رو که ببینم چقد ظرفیت هاست کردن دارم؟
14 days ago
1
3
0
این اپ conduit نسخه لینوکس نداره فعلا روی گوشی چیز کردم تا بعدا رو لپتاپ یه چیز مشابهی راه بندازم. بدی گوشی اینه که اینترنتش محدوده وقتی از خانه میرم بیرون باید قطعش کنم. الان ۱۲ نفر وصلن. کاش از ایران باشن 💘
14 days ago
3
11
0
سارا خبر داد که هما هم جواب داده و به همه سلام رسانده 🥲💘
14 days ago
0
14
1
رفتم کد و پیتزا با دخترا. یه دختر ایرانی جدید آمده بود آشنا شدیم. یکی هم از قبل میشناختم. درددل کردیم و دلداری دادیم. اگه اسیر دانشگا نبودم یه دورهمی زنان ایرانیافغانستانی با همین آشنایان پراکنده خودم راه مینداختم.
15 days ago
0
22
0
همکارا رفتهن تظاهرات صنفی جلوی اتاق اقتصاد. من نرفتم. چون خستهم و آلردی حساسیت دماغم به سرما عود کرده. رییسکلا هم نرفت گفت من اهل تظاهرات نیستم اهل مبارزهام. وا.
15 days ago
0
9
0
نذر ده یورو کردهم این استوری همین هفته ریلیز بشه.
15 days ago
0
6
0
میز همیشگیم ر رییسکلا اشغال کرده بود منم آمدم سر میز لیویا نشستم :)
15 days ago
0
8
0
بچا از مارال هم خبر رسید که خوبه 💘
15 days ago
1
20
0
دیشب تا یک و نیم بیدار بودم تا کارای این استوری ر تمام کنم از ترس اینکه امروز تو آفیس باز رییسکلا دیوانهم کنه نتانم تمرکز کنم. بازم کارای آپریشنش مانده البته.
15 days ago
0
8
0
صب دیدم یگانهدخترعمهآسمانقلبم رو واتسپ مسج داده. درجا بهش زنگ زدم. 😭💘
15 days ago
0
13
0
فردا باید برم آفیس. یادم رفت پلو بپزم برا ناهارم. دیشب چرخکرده پختم امروز عدس. مانده پلوش.
16 days ago
0
8
0
فردا بعد کار برنامه کد و پیتزا با دختراست. اگه یادم نره.
16 days ago
0
3
0
تا الان درگیر کار بودم چون بعدازظهری رییسکلا انقد عنبازی دراورد که اشکم درآمد گفتم نخواستم کمکت رو. سالاد و شامم رو هم پای سیستم خوردم انقد ور رفتم تا مشکلو پیدا و خنثی کردم.
16 days ago
1
10
0
چون مصائب و مشکلاتم کمن رییسکلا هم رید تو اعصابم.
16 days ago
0
5
0
غیر از مامانم هیچکدام مسجام به بقیه دوستا و فامیل هنوز دوتا تیک نخورده. خود مامانمم مشکوک شده بود چرا فقط مال خودش وصله
17 days ago
2
26
0
مامانم اینترنتش وصل شده ویدیوکال کردیم یک ساعت دلما نمیامد قطع کنیم میترسیدیم قطع بشه. بابام به همون وایفای وصله ولی فیلترشکنش کار نمیکنه
17 days ago
2
31
0
دیروز به مامانم اساماس دادم بهم زنگ بزنه ولی نه زنگ زد نه جواب اساماس رو داد ☹️
17 days ago
3
8
0
Load more
feeds!
log in