Hamidreza
@hamidix.bsky.social
📤 146
📥 68
📝 422
Art/Creative Director
احوالپرسی این روزها: - خوبی؟ • زندهم هنوز.
about 12 hours ago
0
14
0
به یک دریوزگی افتادیم برای به دو قطره اینترنت. پوووف :/
2 days ago
3
23
1
سمت ما تا دیشب هیچ خبری نبود، الان صدای شعار قطع نمیشه. مثل دوران اوج ۱۴۰۱ شده.
15 days ago
0
5
0
چون احساس کردم سیر وقایع و انفاقات کشور به اندازهی کافی سریع نیست، به محل کارم اطلاع دادم که تا آخر سال بیشتر در خدمتشون نیستم.
16 days ago
1
9
0
فقط اینقدر 🤏🏻 با قطع دوبارهی اینترنت فاصله داریم.
16 days ago
1
6
0
قضیه ساده است: تا دیروز ۱۰ تا گرگ در دنیا وجود داشت، صبح که بیدار شدیم یکی از گرگها اون یکی رو خورده بود. امشب که میخوابیم ۹ تا گرگ در دنیا وجود داره. آیا اون گرگی که اون یکی رو خورده، بدل به گوسفند شده؟ نه. آیا زندگی در کنار ۹ گرگ بهتر از ۱۰ گرگه؟ بله. حالا اگر از دیشب خوشحالتر نیستی، برو دکتر.
19 days ago
1
10
0
این ۱-۲ روز که گفتم میخوام تهرانر رو دوباره سر پا کنم، اینقدر بهم توجه شد و لطف داشتن بهم که بحران میانسالی رو شست برد با خودش 🫠
2 months ago
1
12
0
فکر میکنید چهطور این بحران رو پشت سر گذاشتم؟ وسط عربدههای کودک متولد و تعارفهای فامیلی و بحثهای بالاخره چی میشه، این کفش رو سفارش دادم و زیبا شدم 😌
add a skeleton here at some point
2 months ago
0
12
0
امروز با شاداب و اشکان نشستم به مشورت و رویاپردازی دربارهی اینکه دوباره تهرانر رو راه بندازم یا نه. خیلی تشویق و وسوسهم کردن که دوباره شروع کنم. بدیش اینه چند ساله از فضای هنری شهر دور افتادم و ایدهی روشنی براش ندارم.
2 months ago
7
13
0
به نظرتون برای پیچوندن مهمونی تولد برادرزادهی این زن چه بهونهای بیارم خطر رفع بشه؟ بگم تیر خوردم و خونریزیم شدیده باور میکنن؟
2 months ago
1
8
1
یه همکار جوان و تازهکار و ۲۲-۲۳ ساله آوردیم، بعد از سه ماه کار هفتهی پیش مرخصی گرفت و رفت مراقبه وسط جنگل. در چنین فضای مطلوب و جذابی شاغلم که سه ماهه یه آدم صفر کیلومتر رو دیوونه میکنه 😌
2 months ago
0
6
0
برای مرگ دیک چنی زدن «انالله و انا الیه راجعون» 🙄
3 months ago
0
5
0
کیمیایی برای درگذشت ناصر تقوایی یه مطلب نوشته و گفته دوستانم برای من تنهایی خواستند. آخه لامصب چه جوری میتونی حتی مرگ یه نفر دیگه رو هم مال خود کنی؟ دو دقیقه بشین بذار به مرحوم توجه بشه، قول میدم بعدش همهی نگاهها برمیگرده سمتت.
3 months ago
2
10
0
رو این قضیه یه آپدیت دیگهای هم اومده توی ناتزیکده که دیگه کف تایملاین ریخته. خودتون برید اونور بخونید 😌
add a skeleton here at some point
3 months ago
3
5
0
الان وضعیت اینطوریه که هر آریایی که صبح از خواب بیدار میشه اول یه راهکار برونرفت و راهحل برای دوران گذار میده، بعد روزش رو شروع میکنه.
4 months ago
1
8
0
امروز شروع کرد وسط کار خرچ خرچ کشک خوردن و فقط اینقدر 👌🏻 مونده بود دستم به خون همکار آغشته بشه که تصمیم گرفتم همونجا کار رو متوقف کرده و از دفتر خارج بشم 🚶🏻♂️
add a skeleton here at some point
4 months ago
1
12
0
اینقدر در طول روز آدمهای اطرافم حرف میزنند و حرف میزنند و حرف میزنند، عصر که میآم خونه فقط سکوت میخوام. سکوت محض.
4 months ago
0
7
0
خیلی بامزهس. این دوست سابق ما که کارش تدوین استراتژی برند و مارکتینگه از کافه رییس بهعنوان نمونهی درست برندسازی نام برده. یعنی تنها کافهای که نباید برای این موضوع نام میبرد کافه رییس بود.
4 months ago
0
4
0
سوگمندانه یه همکار جدید داریم که در همهچیز زیاده. حرفهاش زیاده، احساساتش زیاده، خندهش زیاده، تعارفش زیاده، اشتباهاتش زیاده، اعتماد به نفسش زیاده. کلا زیاده. وسط روز یه وقتهایی از حجم زیادش میرم توی اتاق کنفرانس در رو میبندم به دیوار خیره میشم.
4 months ago
1
10
1
بعد از ۲۰ سال رفتم ولایت پدری (تفرش) برای خاکسپاری عمو. شهر تغییر کرده بود ولی فقط تغییر کرده بود، پیشرفت و ترقی نه. و چون اولین بار بود خودم این مسیر رو رانندگی میکردم برام سوال شد که چرا اصلا اون شهر رو اونجا ساختن؟ چرا اینقدر دور از مسیر اصلی، وسط کویر، یه جماعتی رفتن اونجا ساکن شدن و موندن؟
5 months ago
2
8
0
دیشب خواب دیدم دوباره جنگ شده و در دوردست انفجار مرقد اون اولی رو دارم تماشا میکنم و بعد انفجارها نزدیکتر و نزدیکتر میشه. از شدت اضطراب و واقعی بودن ساعت ۴ صبح بیدار شدم و خوابم نبرد. هشتگ زندگی میانسال ایرانی
5 months ago
3
11
0
این The Studio خیلی خوب بود. یه کم طبعا باید به خود سینما و روابط و پشت صحنهش علاقمند باشید تا بعضی از اپیزودها و شوخیها معنادار بشه، ولی بدون اون هم خیلی سریال دیوانه و جسوریه، چه در فرم و چه در شوخیها. اگه The Bear عزیزم نبود میگفتم بهترین سریال سال تا اینجا.
5 months ago
1
6
0
امروز متوجه شدم روزنامه اطلاعات احتمالا در سوددهترین و درخشانترین دورهش - دستکم در ۳۰-۲۰ سال اخیر - به سر میبره. چون که ساختمون روزنامه رو اجاره دادن به یه سری شرکت و سر ماه کرایهشون رو میگیرن.
5 months ago
1
10
0
امروز به یکی از اهالی ناتزیکده گفتم با اینکه اکانتم مال ۱۷ سال پیشه و قدیمی اونجا به حساب میآم و بلاه بلاه، دیگه نمیرم توش و دوستش ندارم. اونم گفت آره ولی بلواسکای هم نگرفت. من هم سکوت کردم که مبادا چینی نازک تنهایی ما اینجا مورد هجوم قرار نگیره. کاش بیاید ازم تشکر کنین 😌
6 months ago
3
12
0
آقااا! الان چرا من رو وسط بیت داره نشون میده؟ به خدا داری اشتباه میزنی بزرگوار! قراره مخاطب رو از اونجا دور کنی :))
6 months ago
1
5
0
اینقدری که در فیلمها و سریالهای ایرانی یکی رو هل میدن و سرش میخوره به یه جایی و میمیره، بعید میدونم در واقعیت تلفات داشته باشیم. کاش اورژانس شفافسازی میکرد…🚶🏻♂️
#تاملات_عصر_جمعه
6 months ago
0
6
0
اینطوریام که هر سیزن Bear تموم میشه میگم برم ستارهای که بهش دادم رو بیشتر کنم، میرم میبینم قبلا ۹ تا ستاره دادم و اگه ۱۰ بکنمش، برای سیزن بعد انگیزهشون رو از دست میدن. در نتیجه آروم راهمو میکشم میرم.
6 months ago
1
6
0
از بازار تبلیغات و مارکتینگ کشور بهتون خبر بدم که خیلی از شرکتهای بزرگ پروژههاشون رو متوقف کردن. بیلبوردها هم خالی شده. این ازاین نظر مهمه که این شرکتهای بزرگ - دستکم اونایی که من باهاشون در ارتباطم - دارویی و FMCG هستن که در بحرانیترین شرایط هم طبعا باید کار کنن.
6 months ago
1
8
0
آقایونا، خانومونا؛ اون قضیههه بود که چند وقت پیش توی ناتزیکده کلی سر و صدا کرد و بعد چیز شد و اینا، روش یه آپدیتی به دستم رسیده که خیلی خوبه :))) ببخشید، شفافتر از این نمیتونم بیان کنم :))
7 months ago
7
9
1
یه دفعه به ذهنم رسید آرش اگر بود چه عکسهایی گرفته بود توی جنگ و یواشکی و بیاسم فرستاده بودشون اینور اونور. پوووف، چی شدی تو پسر :((
7 months ago
3
13
0
یک روز صابرجان ابر میره جلوی آینه ازش میپرسه: ای آینهی جادویی؛ اداییترین در میان همه کیست؟ آینه میگه: سجاد افشاریان.
7 months ago
1
14
0
اینقدر پروژهی ایجاد اختلال در GPS در جنگ ۱۲ روزه موفق و موثر بود و باعث شد هواپیماها و موشکهای متخاصم برن تو در و دیوار که این پروژه بعد از جنگ شدت گرفته و امنیتمون رو دو درجه ارتقا داده. دیگه حتی تا سر کوچه هم با نقشه نمیشه رفت. درایت مسوولان ۱۰ از ۱۰ واقعا 👌🏻
7 months ago
1
11
0
بعد از دو هفته برگشتیم دفتر، دیدم به تصرف یک عدد کفتر چاهی در اومده. پنجره رو باز کردم بره، هی خورد به شیشه و افتاد. به بدبختی گرفتمش گذاشتمش لبه پنجره که بپره، احمق با الهام از آخوند رفته بود روی حالت تمارض به مرگ. نرفت. آخر سر رفتم آب و دون آوردم براش، تا گذاشتم کنارش، پرید و رفت 🙄
#دیواناخانا
7 months ago
1
10
0
خیلی دوست دارم برم عقب و پستهاتون رو دونه دونه لایک کنم ولی واقعا روانم نمیکشه اضطراب و هول و ولای این یه هفته رو دوباره زندگی کنم.
7 months ago
3
15
0
بالاخره به یه اینترنت نفتی زپرتی رسیدم!
7 months ago
3
11
0
اینترنت ما از دیروز ملی بود تا همین الان. الان هم شانسی وصله به نظرم. اگه نتونستین از کسی خبر بگیرین، نترسید.
7 months ago
2
15
0
قبل از حملهی دیروز و اون اعلام تخلیهی کثافت، شهر شبیه شهر ارواح شده بود. خلوتترین و بیروحترین تهرانی که دیدم. ما ظهر در اومدیم از شهر و با ترافیک نسبتا معقولی رسیدیم دماوند. اینترنت تقریبا نداریم. بعد از زدن صداوسیما که کلا ۱-۲ ساعتی اینترنت ملی شده بود.
7 months ago
2
14
0
از دیروز و امروز بگم براتون اینطوریه که شهر تعطیل و نیمه تعطیله. پمپ بنزینها و نونواییها خیلی شلوغه، سوپرمارکتها تا جایی که دیدم عادیان و غارت و این چیزا ندیدم، شرکتهای درست و درمون دورکار شدن، کسایی هم که جایی دارن بیرون از شهر، یا رفتن یا دارن میرن. من هم بتونم این زن رو راضی کنم میریم دماوند.
7 months ago
3
15
1
این ادای سلبریتیها و غیرسلبریتیها رو هم کاش میفهمیدم که جو ناسیونالیستی و فاز دفاع از میهن برمیدارن و متن احساسی و پر سوز و گداز مینویسن که «آه وطن، تا پای جان برای تو ایستادهام و آمادهی جانفشانیام و بلاه بلاه». پفیوز اگه بلدی و کاری ازت برمیآد الان وقتشه، عمل کن. بدو.
7 months ago
1
9
0
این ساختمون روبهرویی که در اوج بحران هم دست از کار نمیکشه، شروع کرد به فِرِزکاری و در وهلهی اول فکر کردم یا خدا، پهپاد متخاصم اومده دم خونه و الانه که بریم هوا :/
7 months ago
0
8
0
اینترنت در حال به فنا رفتنه.
7 months ago
1
4
0
خاورمیانه جاییه که صبح بیدار میشی باید توی تکتک گروههای واتسپ و تلگرام چک کنی همه خوبن، چیزیشون نشده…
7 months ago
1
6
0
یه چیزی که در محاوره زیاد میشنوم جدیدا و برام عادی نمیشه این استمراری کردن یک فعل منفیه. مثل «داره اینو نمیگه» یا «داره این کارو نمیکنه». از نظر دستور زبان غلط نیس، مفهومی مشکل داره. چون این «داره» انجام دادن یه کاری رو توی خودش داره، وقتی بعدش از انجام ندادن یه کاری حرف بزنیم انگار حشو شده.
8 months ago
3
12
0
برداری با مجوز فیلم بسازی، رو فرش قرمز هم یه چیزی بذاری سر بازیگرت که از همه طرف راه فرار داشته باشی، ژست مخالف و فیلمساز توقیفی هم بگیری، آخرش هم توی همهی لیستها جزو ۲-۳ تا فیلم بد جشنواره باشی، خوبه دیگه. آدم دلش خنک میشه :))
8 months ago
2
8
0
واقعا فقط 👌🏻 مونده به طلسم و جادو و مهرهی مار ایمان بیارم. چون شاهدم یه آدمی که کارش افتضاحه، ادا اطواری و نچسبه و همیشه هم با تاخیر و غر و لند کار تحویل میده، همش در حال پروژه گرفتن با قیمتهای فضاییه. قضیهی رانت و زیرمیزی هم کنکله دوستان، فقط مهرهی مار. 🚬🚶🏻♂️
8 months ago
1
7
0
در ایام شباب رفتم نمایشگاه کتاب، اون موقع تازه کتابهای پل استر منتشر شده بود و من هم طرفدارش. رفتم انتشارات افق و کتاب جدیدش رو خریدم. خواستم که بیام، غرفهدار به خانم کناریش اشاره کرد و گفت: خانم فلانی مترجم این کتاب هستن، میخواین براتون امضا کنن؟ خانم فلانی هم زل زده بود تو چشمهای من.
8 months ago
1
5
0
فیلم آخر هاماگوچی (شیطان وجود ندارد) رو دیدم و لرزه بر اندامم افتاد از پایانبندیش. خیلی غافلگیرکننده بود، با اینکه نشونههاش رو توی مسیر قصه گذاشته اما طبعا متوجهشون نمیشی تا آخر فیلم.
9 months ago
0
8
0
از اعماق تاریخ یک متنی رو پیدا کردم مال ۱۷ سال پیش که در انتهای یک رابطهی کماهمیت، خطاب به طرف مقابل نوشته بودم. راستش اصلا مشکلم این نیس که اون موقع بچه بودم یا کودکانه فکر میکردم یا این چیزها، چون شاید تفکرم فقط ۱۰ درصد با الان متفاوت باشه، مشکلم اینه که چرا هیچی از جزییات اون رابطه یادم نیس :))
9 months ago
1
9
0
بالاخره وبسایتم رو از وضعیت بیغولهی ماتمزده درآوردم و پروژههای کاریم رو گذاشتم توش:
hamidreza.com
loading . . .
https://hamidreza.com
9 months ago
2
7
0
چهل سالگی اینطوریه که میزان حضورت در ختمها و تشییع جنازهها از میزان مهمونیها جلو میزنه و شنبه ساعت ۵ صبح پا میشی میری توی صف تعمیرگاه، ماشین رو بدی سرویس. سلام میانسال ایرانی ✋🏻
9 months ago
0
5
0
Load more
feeds!
log in