SamaneNoroozi
@samanenoroozi.bsky.social
📤 28
📥 11
📝 976
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود.
یارو تو کانادا در یه سطحی داره از آب کره میگیره که واویلا. اگه خودم نمیشناختمش و مستقیم با خباثت و پلیدیهاش آشنا نبودم، حتما توییتهاش رو باور میکردم.
4 days ago
0
2
0
آدم خاورمیانهای بودن خیلی درد داره، ببین زن بودن تو این جغرافیا چه مزهایه دیگه.
11 days ago
0
3
0
آدم فکر میکنه زن افغان فقط داخل افغانستان خیلی بدبخته و گیر طالبان و الخ افتاده، ولی همین زن برای خروج و پذیرش تحصیلی متوجه میشه همه دنیا با طالبان همکاری میکنن. هیشکی به دختر افغان داخل افغانستان پذیرش نمیده، چون نمیخوان طالبان ناراحت بشه. این بورسهای مختلف افغانها هم همه برا اوناییه که بیرونن.
11 days ago
0
39
5
پونزدهشونزده سال پیش یه بار دستهجمعی رفتیم تهران. صبح زود زدیم بیرون. علی شاید شیش ساله بود و باهامون بود. تو شلوغی و اون همه آدم ساکت و اخمو تنگ هم تو مترو این بچه هی سوال مترویی پرسید و ما با صبر و لبخند جواب دادیم. بار اولش بود سوار مترو میشد. مردم با نگاهشون فحشهای بدی میدادن بهمون.
about 1 month ago
0
8
0
امروز سر صبحانه از مامان پرسیدم برژیت باردو رو میشناسی، گفت آره. ازش پرسیدم چهکاره بود، یه جوری نگاه عاقلاندرسفیه بهم کرد که یعنی معلومه که میدونم و تو چرا نمیدونی و میپرسی. خوش به حال برژیت باردو.
about 1 month ago
0
4
0
تو حیاط همه چی یخ زده؛ لباس و شلنگ و سبزی باغچه و پیاز نرگس و همممه چی. من تو خونه گرمم شده! پتو رو کنار میذارم هم سرد میشه.
about 1 month ago
0
7
0
امتحان فیزیک یازده تجربی، پنج صفحه بود. خب آخه عقل هم خوب چیزیه. چی رو به بچه ۱۷ ساله ثابت کردی با این سوالا؟ شیمی این بچهها هم پنج صفحه بود. اصول طرح سوال رو هزار بار گفتن و اینا هنوز نشنیدن.
about 1 month ago
0
3
0
بالاخره لباسه رو بریدم. البته پارچه رو بریدم، هنوز لباس نشده. همه چیزش خیلی کلاسیک و فلان شده. دلم میخواد یه جانگولری سرش در بیارم. همه فکرم پیش چاک پشت لباسه که حالت معمولی چاک رو نداشته باشه، ولی چاک باشه. فردا حوصله کنم کل کار رو لایی بزنم.
about 2 months ago
1
5
0
امشب ماه و زحل مقارنه خوبی داشتن. یادم رفت زودتر بیام خبر بدم. الان دیگه هر دو غروب کردن.
about 2 months ago
0
4
0
فردا هم بشینم سر خیاطی و فلان، از شنبه فقط کار کار کار.
about 2 months ago
0
2
0
بعد از ۲۶۵۴ سال مهمونی دعوت شدیم. هفته بعدش هم عروسی. دیگه فقط مونده برگزاری مراسم آیینی «چی بپوشم» و سپس خود مهمونی و عروسی.
about 2 months ago
0
2
0
مربی او باشگاه وزنه رو سنگین کرد. هی جلزوولز کردم که آخ کمرم و فلان. حالا از کمردرد نمیتونم تون بخورم. والا حق با مربی بود. وزنه سه کیلویی مسخره هم نیست حتی.
about 2 months ago
3
2
0
همه برنامههای هواشناسی میگه الان اینجا داره بارون میآد، ولی اینجا یه جوری باد شده که ابر و پدر و مادر ابر همه رو داره میفرسته خونهشون.
about 2 months ago
0
1
0
من چرا اینجا نشستم و به تاریخچه نرمافزارهای معماری گوش میدم؟
about 2 months ago
0
3
0
یه تشک جدید برداشتم که تاثیرش بر کمردرد رو چیز کنم، بدنم فکر کرده جای جدید میخوابه. بدینترتیب تا صبح هیژده بار بیدار شدم.
about 2 months ago
0
4
0
دیشب ابر و بارون و مه و فلان همه بود، ولی صاف مهآلود هم شد. در نهایت کلی شهاب و چند تا آذرگوی دیدیم.
add a skeleton here at some point
about 2 months ago
0
3
0
امشب اوج بارش شهابی دوپیکر رو داریم. اگر آسمان خوب دارید، حتما آسمان رو تماشا کنید. دست خالی نمیمونید.
about 2 months ago
0
3
1
یه مدته که خیلی زیاد به آرایش ملایم چشم فکر میکنم. دوران پیش از کرونا ریمل و کمی مداد خیلی محو داشت روتین میشد برام که خب به تاریخ پیوست. الان دلم حتی سایه هم میخواد. ولی خب نه بلدم و نه حوصله جستوجو دارم.
about 2 months ago
2
4
0
اون اوایل که کار با دادههای ماهواره سوییفت و فرمی رو یاد میگرفتیم، دوستام میگفتن حس هک کردن ناسا رو داریم. حالا من دیروز تا حالا با سیس عقاب حس هک کردن جیمزوب و کلیه دوستان رو با هم برداشتم.
about 2 months ago
0
1
0
هنوز تموم نشده. ولی به نظرم تا نیم ساعت دیگه تموم بشه.
add a skeleton here at some point
about 2 months ago
0
2
0
در این سرما و باران، یار خوشتر... هوا بسیار لطیف شده و جون میده برا قدم زدن دونفره.
2 months ago
0
1
0
نصف شد. ولی خوبه بگم این که تموم بشه تازه من به ۲۳ میلیون خط دیتا دسترسی کامل خواهم داشت که برم برا اینا برنامه بنویسم. ران کردن اون برنامه با بیشتر از صد تا فایل اکسل گزارشها خواهد داشت.
add a skeleton here at some point
2 months ago
0
3
1
شد یکسوم.
add a skeleton here at some point
2 months ago
0
2
1
بعد از ۷.۵ ساعت حدود یکچهارم برنامه ران شده. و به نظرم سرعت اجرا هم بالا رفته که این یکی رو نمیفهمم.
add a skeleton here at some point
2 months ago
0
3
1
بالاخره رفتم سراغ فایل اصلی، قورباغه بزرگ. سه ساعت گذشته و کمتر از یکیازدهم برنامه ران شده. با ما باشید.
2 months ago
1
4
1
بعد از این همه روز بیبارونی و فلان، درست شب بارش شهابی باید ابر و بارون داشته باشیم. اونم بهترین بارش شهابی سال. :/ / /
2 months ago
1
4
0
یهو یادم اومد سال ۹۱ یا ۹۲ به یه دانشجوی سابق ۵۰۰هزار تومن پول قرض دادم. اونم پول رو گرفت و رفت که رفت. حتی یادمه یه بار براش شماره کارت فرستادم که پس بده، به رو خودش نیاورد. اون موقع حقوقم زیر یه میلیون بود، احمقی بودم. الان دیگه اسمش هم یادم نیست. ولی درس عبرتی شد برام که دیگه کار خیر نکنم.
2 months ago
0
2
0
یک هفته پیش تو آشپزخونه بدوبدو میکردم که غذا رو بپزم. در فر باز بود و میخواستم سینی رو بذارم تو فر. حواسم نبود و ساق پاک رو با شدت تمام به کنج در کشیدم و یه زخم داغون ۱۰-۱۲ سانتی ساختم واسه خودم. درد شدید داشت و خون سیاه میاومد ازش! الان بعد یک هفته زخمه داره بهتر میشه، ولی دردش همچنان خیلی زیاده.
2 months ago
0
2
0
اپلیکیشنه رو زده ۱۷۰ مگ. مگه آفیس تولید کرده که این قدر سنگینه؟
2 months ago
0
1
0
اون فایل سنگینه رو باز کردم و هر ترفندی زدم نتونستم دیتاهاش رو یهجا بردارم. مجبور شدم دستی حدود ۱۰۰هزار خط اولش رو بریزم رو اکسل و باهاش کار کنم. ولی به نظرم همین کافیه. فقط باید یه دور دیگه همین کار رو بکنم ببینم تفاوت معناداری وجود داره یا نه.
2 months ago
0
2
0
دلم برا خریدن و خوندن کتابهای جدید ضعف میره؛ ولیکن چه کنم که بسته دست و پایم.
2 months ago
1
3
0
فایل رو باز کردم ولی هیچ رقمه نمیتونم دیتا رو وارد پایتون کنم و باهاش پیش برم.
add a skeleton here at some point
2 months ago
0
0
0
۵۰۰ مگ نبود، ۶ گیگ بود! سه ساعت گذاشتم دانلود شد، حالا هیچ برنامهای گردن نمیگیره بازش کنه.
add a skeleton here at some point
3 months ago
0
3
1
دنبال یه سری عدد و رقم بودم. لینکش رو تو کروم باز کردم و حالا چون خیلی سنگینه همه سیستم هنگ کرده. بابا ۵۰۰ مگ عدد و اطلاعات این اداها رو نداره، سیستم جان.
3 months ago
0
2
1
من هر بار میخوام از شهر بیرون برم یا بین کلاسهام جابهجا بشم، تو ذهنم به مامان خبر میدم. برام عادی نمیشه.
3 months ago
1
2
0
گاهی اوقات از تساهل و تسامح و صبوری خودم تعجب میکنم. قربون دستپا بلوری خودم هم میرم.
3 months ago
0
2
0
از خستگی خوابم نمیبره.
3 months ago
0
0
0
به آدم بیمسئولیت که اعتبار و زحمت بقیه رو به فنا داده چی باید گفت؟ هم عصبانیام هم دلسرد. کار کردن این طوری فایده نداره.
3 months ago
0
4
0
از عوارض این قرصه اینه که تا صبح ۱۸ بار بیدار میشم. دفعه قبل به خاطر همین قطعش کردم. الان یادم اومد!
3 months ago
0
2
0
از باشگاه سخت مجبور شدم پیاده بیام و تا اطلاع ثانوی تف تو چیز.
3 months ago
0
1
0
هفته قبل گلودرد اندکی عارض شد که در نطفه خفهش کردم. به خواهر گفتم نمیدونم سرماخوردگیه یا حساسیت؛ گفت تو کلا در انکار سرماخوردگیای. امروز دوباره یه نوک قاشق کره بادومزمینی خوردم و همون حالت رو دارم. انکارم مستدل بود خواهر من.
3 months ago
0
2
0
یه دنبالهدارطور جدید پیدا کردن. انگار یه چیزای عجیبغریبی هم داره. حالا البته قصه زرد زیاده، ولی با ما باشید.
3 months ago
0
2
0
لذتبخشترین بخش زمستون، بخاریه . پاهات رو بهش بچسبونی و بخوابی.
3 months ago
0
4
0
امشب یهجا چهارده تا تخممرغ رو با بقیه مخلفات به کیک تبدیل کردم. اونم تو یه فری که در و پیکر نداشت و بار اولم بود میدیدمش! از نتیجه راضیام حسابی. ترد و خوشمزهبود. خدا پدر لیلا رو بیامرزه با این دستور خوبش. ولی اسپانسر لازمه. خَیر لازمه که واسه چند تا چیز مهم و پایهای هزینه کنه. خیلی هم جدی و فوری.
3 months ago
0
2
0
اپ گوشی هر روز میگه فردا ۲ درجه خنکتر از امروز؛ فردا باز این قدر گرمه که پنجره بازه. خیر و برکت از همه چی رفته.
3 months ago
0
1
0
سالاد فصل ایز مونتد. آجیلش کم بود. فردا میرم گلکلم و خرتوپرت میگیرم که تموم بشه.
3 months ago
0
2
0
تو خوابم یه بچه بود، یه دختر کوچولوی شاید چندماهه یا یکساله. بسیار بامزه و شیرین و ناز بود. تو خواب پدر و مادرش هر دو پزشک بودن انگار. مادره دوستِ دوستم بود ولی چنان خوشرو و مهربان بود که انگار دوست خودمه.
4 months ago
1
2
0
تو اسبابکشی بزرگ علاوه بر سری کامل مجله گاما، اون همه مجله گلآقا، مجله دانشمند و مجله نجوم، یه عالم مجله شمار و طبیعت قدیمی هم بود که همه رو ریختن دور. دو روزه قلبم برا این آخری شرحهشرحه است. برا بقیه چندین بار عزاداری کردم، تازه نوبت به این رسیده. من اولین شماره گلآقا رو داشتم. چرا ریختن دور آخه؟
4 months ago
0
3
0
از باشگاه برگشتم و برای خودم پنیر برشته درست کردم و در کمتر از آنی همهش رو بلعیدم. لامصب چقدر خوشمزه است.
4 months ago
0
4
0
بعد از تقریبا چهار هفته باشگاه، حس میکنم زانوهام خیلی زیاد بهتره، کمردردم هم خیلی خوب شده. فقط در رفتن یه جوری لختی و سنگینی دارم که انگار دارن میبرنم سنگکشی.
4 months ago
1
5
0
Load more
feeds!
log in