Emily Bloom
@philengoneer.bsky.social
📤 430
📥 180
📝 3024
Into dynamic systems هرگز نمیفهمم، کوت و ری بلسک در این اکانت آزاد است.
پدرم دوست صمیمیش رو امروز بعد پنجاه سال دید. با دستگیر شدن دوستش توسط ساواک از هم جدا شده بودند. بعد دیگه هیچ اثری از هم پیدا نکرده بودند تا چند سال پیش که فهمیده بود ال ای زندگی میکنه. اول خانوادهها خیلی با احتیاط با هم چک کردند که سطلی اند یا نه. بعد حسابی گرم گرفتند. خیلی خوش گذشت.
2 days ago
0
36
1
با چشمانی سرشار از تعجب گفت شمسایی پهلوی چیه؟ نمیدونستم و دنبالش نمیکنم. ولی ایت میکس سنس. دیگه. میلانی و بنیاد فلان استنفورد و دریاباری و شوهر مشنگش … پول.
2 days ago
0
12
0
خیلی روز سختی بود. صبح بابا رو بردم امتحان رانندگی که براش از دو ماه پیش وقت گرفتم دو ساعت زودتر شروع کردیم در محل تمرین کردن. چه خاطراتی فلاش بک میشد اسماعیل!!! رسیدیم دیدم رجیستریشن ماشین رو نیاوردم. برگشتیم خونه و برش داشتیم. امتحان رو قبول شد.
4 days ago
1
29
0
باید غذا درست کنم و بعد هم برم بدوم. رییس رییسم جمعه پیش بهم یه پاداشی داد. از اول هفته رییسم این قدر اذیتم کرد که مطمئن شد روم زیاد نشده. خسته ام ولی میرم ورزش رو.
5 days ago
1
22
0
باز شروع شد که!
8 days ago
2
7
0
reposted by
Emily Bloom
Manizheh
9 days ago
اپوزیسیون خارج از ایران از زنده و زندگی ما بیزار است. آنها جنازههای ما را دوست دارند. صدای ضجه مادران را، اعدامهای دم اذان و فقر و بیچارگی ما را. بالاخره بیچارگی «خبر» است! اما اگر در میان این جهنم به دنبال ذرهای زندگی باشیم، برای همینها که ادعا دارند «صدایمان» هستند، تبدیل به عنصر نامطلوب میشویم.
1
39
7
یه چیزی بگم جون عزیزانتون خیلی بد قضاوتم نکنید. یه مدته خیلی پاچه میگیرم سر کار. شش ماه پیش که یه دعوای درست راه انداختم و یه سری فرایند رو عوض کردم. یه سری دردسرهایی هم در بین تیم ها درست کردم که چند بار کار کشیده بالا و تو تک تکشون کارم جلو رفته و نظر من پیش رفته. این هفته هم یکی مشابهش پیش اومد.
10 days ago
1
17
0
دوستم میگه پسرای کلاس بچهش سر این که کی بهتر از بقیه میگوزه هم کل کل دارن 😬😬😬
add a skeleton here at some point
12 days ago
1
17
0
بچه صبح تو ماشین برام لیست میکرد که تو کلاسشون کیا باهوشتر از همه اند. گفتم اینا رو از کجا میفهمید باهوشن؟ گفت خودشون میگن 😂 گفتم به نظرت جالب نیست که همه این نوابغ پسرن؟ 🤣🤣🤣
12 days ago
2
38
1
مامانم اینا امروز از ایران رسیدن. خبر این که برادرم و زنش هم سطلی اند 🤢
15 days ago
6
35
0
اول شب فکر کردم زود بخوابم. تا اومدم سرم رو بگذارم زمین یادم افتاد که خمیر گذاشتم ور بیاد که بربری بپزم 🤦🏽🤦🏽🤦🏽 بعد نشستم سر کارم کمی. کشید تا یازده و نیم. یازده و نیم یادم افتاد برای گربه غذا درست نکردم. عزیزم پیر شده و معدهش غذای آماده رو کمتر تحمل میکنه. دیگه نصف شب شد تقریبا.
16 days ago
2
28
0
reposted by
Emily Bloom
زیور چار
21 days ago
من زیور نقره میسازم ولی کارم از دیماه تقریباً تعطیل شده. اینا بعضی از دستبندای پلاکنقرهایه که تا حالا طراحی کردم و ساختم: سرو، نقطهویرگول، دل، جوانه، برابری جنس بندشون چرمه، قفلشونم استیل و واقعاً باکیفیته. ممنون میشم این پستو
#ریپست
کنید تا دیده بشه. دایرکت تلگرام: @charhandmade
2
32
20
از صبح چندین تا جلسه رفتم که تنها زن توی جلسه ام با دهها مرد. نمیدونم چرا اینطوری شده و یهو خیلی به چشمم اومد.
18 days ago
0
19
0
بدون شرح 😊😊😊
19 days ago
1
13
0
باورتون نمیشه که دراز کشیدم یه لحظه و چشمام رو نمیتونستم باز نگه دارم ولی امروز روز دویدنه و باید برم بدوم.
19 days ago
0
9
0
وای خدای من! سطلیها شروع کردن دارن رو سرشون سس میریزن 🤣🤣🤣 تو این بدبختی جنگ و آتش بس و فیلان اینو چکارش کنیم؟ 🤦🏽
19 days ago
9
40
0
این پسره از لوییجی چیزی هم کم نداره والا.
19 days ago
4
6
0
تو آلمان رو رضا سس کچاپ پاشیدن 😂😂😂
19 days ago
4
15
0
بچه اومد گفت بابای فلانی با کینگ چارلز دست داده، خیلی جالب نیست؟ گفتم من از کینگ مینگ خوشم نمیاد.
20 days ago
0
23
0
سه بار در طول شب از خواب پاشدم هر دفعه با یک کابوس. موضوع کابوس بودها، خودم جمع و جور بودم. مثلا مارها بهم حمله کرده بودند و یکی نیشم زد. دویدم گرفتمش که به دکتر نشونش بدم که پادزهر درست رو بهم بزنه. در همان حال درگیر چند تا مار دیگه هم بودم. ناخودآگاه بینوای انسان جنوب دورافتاده از ریشه و در تبعید.
21 days ago
1
36
0
زن تحصیل کرده استاد دانشگاه این رو گذاشته در اینستاگرام. براش نوشتم که «راهش اینه با صدای بلندتر اعلام کنی فمنیست نیستی». عزیز اون اعلام بلندت در مهمانی، که مسلمه که فمنیست نیستی چنان داغی به دل من گذاشت و موجب چنان تاسفی شد که هیچ وقت اون لحظه رو (که مشابهش کم هم نبوده) یادم نمیره.
22 days ago
2
19
0
از ما خلاص نخواهید شد 👊👊👊
loading . . .
DOUNANA (without us) SIBA & MONKYMAN
YouTube video by MONKyMAN
https://youtu.be/EdFlJFXPNZU?si=sBPqRyHRYL4yy2u8
24 days ago
2
7
1
زمزمه تموم شدن جنگ که اومد، اینستاگرام برگشت به دی ماه. انگار پرت میشم به یک گودال بیانتهای سیاه. این دفعه اما از من فقط سایهای مانده. آدم قبلی هم که نصفه نیمه بود نیستم. هیچم.
25 days ago
0
19
0
اگر فکر میکنید از این یارو خلاص شدیم باید بگم که دوباره تا چیزی شد میاد بیرون و گند میزنه بهش. خلاصی ای وجود نداره.
25 days ago
1
19
0
بهار
27 days ago
2
20
0
کم کم دارم با خیلی از گرههای ذهنی کنار میام. خشم و استیصال این روزها که خیلی افکارم رو تند و تیز کرده داره کمی آروم میشه. یادم افتاد که جا سر دوست بهاییم و خانوادهش چی آورده و کنار اومدن با سمت و سوش برام راحت تر شد. بعد هم یادم افتاد که اون با رای دادن من به روحانی کنار اومده بود. آرومتر شدم.
28 days ago
1
23
0
منم میخوام پست روزمره بنویسم.
28 days ago
3
29
0
دیروز خودم رو کشوندم بیرون و از بس آسمون زیبا بود شروع کردم به دویدن.
about 1 month ago
0
33
0
من تو توییتر فقط کسی که فحش جنسی و مادر و فیلان بده رو بلاک میکنم. اینجا ولی خیلی فضای امن منه و متلک اذیتم میکنه. استاندارد دوگانه 🤷🏽♀️
about 1 month ago
1
14
0
یک نفر توی توییتر تگم کرده بود و ازم تشکر کرده بود برای این مدت 😄😄😄 راستش خیلی خوشحال شدم. دارم از فشاری که بهم اومده له میشم.
about 1 month ago
9
40
0
خدمتتون عرض کنم که اون توییت رضا رو یادتونه که به ترامپ گفت ما خودمون بهت مورد دارها رو معرفی میکنیم؟ خبر موثق دارم که دارن با بچههایی که ضد جنگ اند تماس میگیرند و تهدید میکنند. برای حفاظت از دوستم نمیتونم جزئیات بدم ولی واقعیت داره.
about 1 month ago
5
26
0
دیروز یارو بهم گفت تو واقعا فکر میکنی من سطلی ام ولی نیستم. بعد به من گفت محور مقاومتی 😂😂😂
about 1 month ago
0
14
0
مادر هشتاد و چند ساله دوستم اومده امریکا پیش دخترش. کمی هم مریض احواله و احتیاج به دارو و دکتر مداوم داره. دیشب دیدیمشون و خیلی پریشان احوال بود. بهش گفته بودند حالا حالا نمیتونی برگردی خانهت. خب واقعا هم چطور برگرده. خیلی خیلی دلم براش سوخت.
about 1 month ago
0
17
0
reposted by
Emily Bloom
بابی
about 1 month ago
دوباره شروع کردند به زدن پلها، ظاهرا پل جمهوری در حال حاضر سه تکه شده، صنایع بیشمار، کارخانه های منسوجات، آسیابهای آرد و کارخانه های سیمان را دارند میزنند، منظورشان چیست که میگویند فقط اهداف نظامی را میزنند؟؟!! این سازه ها نظامی نیستند!! -یادداشتهای بغداد نها الراضی
0
24
4
ببینیم فردا چی میشه.
about 1 month ago
1
6
0
کسی امروز تونسته به ایران زنگ بزنه؟
about 1 month ago
4
6
0
قبلن تو اینستا که چرت و پرت میفرستادن فحش میدادم. امروز دیگه خیلی محترمانه توضیح دادم و ابراز امیدواری کردم طرف از پس استرس جنگ بربیاد. بالغ نشدم، حس کردم اینطوری طرف خیلی خیلی بدتر میسوزه 🤣🤣🤣🤣
about 1 month ago
0
13
0
reposted by
Emily Bloom
Donya
about 2 months ago
گفت امروز جمعهست؟ گفتم نه! پنجشنبه. گفت بریم کافه؟ انگار یهو غروب جمعه شده. رفتیم تو حیاط کافه نیکو نشستیم و صدای موزیک بلند بود. ویگن میخوند و بارون شدت گرفت و چه هوایی.. ولی جنگندهها سر رسیدن و مدت طولانی از بالای سرمون رد میشدن و کمی بعد صدای افتادن بمبها میاومد.
1
50
10
یکی نوشته بود آخرش حتما خوب میشه. اگه نشد، پس به آخرش هنوز نرسیدیم 🤣🤣🤣 بیان اساس طراحی بشر به صورت ساده.
about 2 months ago
0
26
0
چند تا از دوستانم که خودشون به شدت مخالف جنگ اند میگن که با فامیلشون که در ایرانند حرف میزنند و اونها موافق تمام شدن جنگ نیستند. در فامیل ما هم نسبتا همینه. از یکی از همکارها هم شنیدهام. روزگار خیلی عجیبیه.
about 2 months ago
8
23
0
این بچه، همکارم، یک ماه پیش پدرش فوت کرد و چند روز پیش مادرش. در حالی که جنگه و نمیتونست حتی تلفن بزنه. امروز که بهش تسلیت میگفتم گفت مادرم رفت پیش خدا و این حرفها و خیلی آروم بود. حسودیم شد که خداباوره.
about 2 months ago
3
24
0
آدم بعد دی ماه فکر میکرد دیگه از این بدتر نمیشه. الان ولی من همش در آستانه پنیک ام. تصور جنگ، مسلخ جا زخمی با مجتبی … هر لحظه قلبم داره از دهنم میاد بیرون. تابآوریم کامل ته کشیده. کااامل.
about 2 months ago
3
24
0
این شهر موشکی اینها هم یه چیزی مثل میدان نقش جهان صفویه ست ها 🤣🤣🤣 میراث جمهوری اسلامی. از بین هم ظاهرا نمیره 🤷🏽♀️
about 2 months ago
1
10
0
از یکی از همکارهام حال خانوادهش رو پرسیدم. اون هم همین. با هم آرزو کردیم این جنگ لعنتی زودتر تموم بشه.
about 2 months ago
0
16
0
این وسط رییسم سر گیجه گرفته و چند روزه چشماش تار میبینه. خیلی خیلی ناراحتم و حس میکنم تحمل این رو ندارم اصلا 😭
about 2 months ago
0
8
0
بعضی از دوستان دارن برامون تعریف میکنند که همکارهاشون هی میان ازشون سوال میپرسند و تحلیل میخوان که بفهمن باید تو بازار سهام چکار کنن. طرف اومده گفته فلانی تو معمولا کانالهای خبریت طوریه که نیم ساعت زودتر میفهمی ایران چه خبره، بیا به من بگو 😳
about 2 months ago
2
18
0
این جنگ به مرحله زمینی خواهد رسید.
about 2 months ago
3
14
0
توییت بادمجان رو پاک کرد 👊
about 2 months ago
4
19
0
سال نوتون مبارک دوستان عزیزم! برامون صلح و آزادی آرزو میکنم. که جنگ زودتر تمام بشه و این کابوس رو از سر بگذرونیم.
about 2 months ago
5
38
0
دیشب کامل مطمئن شدم که به دکترم پیغام بدم که حاجی یه چیزی بده من بیحس بشم و هیچی نفهمم که دارم فرومیپاشم. امروز صبح پشیمون شدم.
about 2 months ago
3
25
0
Load more
feeds!
log in